زين العابدين شيروانى

665

بستان السياحه ( فارسي )

خواب يا الهام ربّ الارباب به دعوت قومى مأمور شود و نبى مرسل كسى است كه بتوسّط وحى و ملائكه امّت را متابعت شريعتى دعوت كند اعمّ از آنكه صاحب صحيفه و كتاب باشد يا آنكه نباشد به اعتقاد بعضى آيه وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً مؤيّد اين قولست و بعضى كفته‌اند كه نبى عبارت از شخصى است كه بر او شريعتى فرود آمده باشد من عند اللّه بطريقى كه متضمّن باشد آن شريعت بر بيان كيفيّت بندكى و پرستش مر خداى را عزّ و جلّ و چون مامور شود كه آن شريعت را به غير خود رساند او را رسول كويند و اولوالعزم رسولى است كه مأمور باشد بقتال و جهاد بخلاف نبوّت و رسالت كه در آنها اين شرط نيست راقم كويد كه از اين تقرير لازم مىآيد كه حضرت عيسى ع اولوالعزم نباشد چه كه آن حضرت بر قتال و جهاد مأمور نشد و حال آنكه بالاتّفاق آن حضرت اولوالعزم بود و باصطلاح متكلّمين رسول عبارت از پيغمبريست كه صاحب كتاب بوده باشد اين نيز محلّ نظر است زيرا كه جمعى از انبياء عظام مرسل بودند و حال آنكه صاحب كتاب و صحيفه نبودند و بر شريعت پيغمبر ديكر عمل مىنمودند و ايضا كفته‌اند كه اولوالعزم رسوليست كه مأمور باشد بجهاد و قتال باتّفاق علماى احمدى ص خاتم عبارت از پيغمبريست كه شريعت او هركز منسوخ نشود امّا راقم جمعى را ديد كه ايشان مىكفتند كه شريعت انبياء اولوالعزم هيچيك منسوخ نكردد و ايضا مىكفتند كه شريعت حضرت موسى ع و حضرت عيسى ع و حضرت رسول خدا ص و زردشت و مجوسان منسوخ نشود و اين سخن را نيز تقرير مىكردند كه عقل معامله‌شناس چكونه تجويز مىكند بر اينكه صد و بيست و چهار هزار پيغمبر همكى از ملك عرب مبعوث شوند و از جانب مصر و شام ظهور كنند و حق سبحانه و تعالى بر اهل ايران و توران و هندوستان و چين و ختا و ماچين و غيرهم پيغمبرى و رسولى جهة هدايت ايشان و ارشاد ساير اهل بلدان نفرستد و مملكت با اين وسعت و عظمت كه دارد مردم آنها را مخذول و خالى كذارد بر بندكان مرحمت و شفقت نكند و حال آنكه اهل ايران و توران و سكنه اقليم چهارم و پنجم بمراتب از ساكنان اقليم دويّم و سيّم عاقل‌تر و زيرك‌ترند و در درك معانى و حقايق بهترند چنان كه بر ارباب هوش مخفى نيست و ديده شده روزى يكى از علماى اهل فرنك در شهر قسطنطنيّه در مجلسى تقرير نمود كه علماى اسلام مىكويند كه آدمى مأمور و مكلّف است از جانب بارىتعالى و جمعى از ايشان مىكويند كه تفضّل است و جماعتى از آنها مىكويند كه واجب است كه بارىتعالى براى هدايت بندكان خود شخصى را ارسال دارد و خلايق را در كمراهى و ضلالت نكذارد و بر آن هادى و رسول نيز واجب است كه خلق را آكاه كرداند و بمعجزات قاهره و دلايل ظاهره و براهين قاطعه و حجج ساطعه مردم را هدايت كند و اكر بر اين‌ها هدايت نيابند و عناد و استبداد ورزند بسيف و سنان و كرز كران ايشان را به راه آورد و همچنين بر اين هادى و رسول واجب است و بقول جماعتى بر اصحاب او لازمست كه شخصى را معيّن كند كه خلق را به راه رشاد و بطريق سداد بخواند و خلايق را از حيرت و كمراهى بيرون آورد و حق را آشكارا و هويدا كند به طريقى كه هادى و رسول مىكرد و كذلك بر آن نايب و خليفه واجب است كه در وقت وفات خود يكى را براى اين كار اختيار نمايد و قس على هذا الى يوم الموعود و به اعتقاد جماعتى اكر هادى و نايب آن ظاهر نباشد و رسيدن بحضور او ممتنع و محال باشد بر راويان اخبار و علماى آثار و مجتهدان روزكار اقتدا نمايند و بر احكام و اوامر ايشان مردمان عمل كنند و بر آنها نيز واجب و لازمست كه خلق را هدايت نمايند و در ترويج شريعت هادى و رسول سعى بليغ كنند پس در اين صورت چكونه است كه هيچ هادى و رسول بملك فرنك نيامده و نايبى و خليفه از طرف هادى متوجّه آن ديار نشده و از علماء و مجتهدان كسى بدان ولايت نرسيده و مشغول هدايت ايشان نكرديده و من در لباس مسلمانى مدّتى در كشور ايران و توران و روم كرديدم و بصحبت علماى شيعه و اهل سنّت و جماعت رسيدم و از مسائل اصول خمسه و غيره از ايشان پرسيدم و از علماى عراقين و فارس و غيره از مسائل دين سؤال نمودم در جواب فرمودند كه اين مسئله‌ها مشابهت دارد بمسائل جماعت صوفيّه و طايفهء اهل سنّت و جماعت و حذر كن از اين‌كونه سؤالات و اجتناب نما از اين قسم تحقيقات به يكى از ايشان كفتم كه مرا عجب مشكلى پيش آمده و غريب دشوارى مشاهده مىشود كه اكر از شما مسئلهء از مسائل اصول سؤال مىكنم چنين مىفرمائيد و اكر از اهل سنّت و جماعت مسئله مىپرسم در جواب مىكويند كه اين مسئله مشابهت دارد بمسائل